دايرةالمعارف طبي عظيمش به نام قانون‌، نه فقط در دنياي اسلام بلكه در قلمرو مسيحيت هم‌، تا قريب شش قرن به عنوان عالي‌ترين مأخذ باقي ماند. اين اثر حاوي تعدادي ملاحظات بديع‌ است‌، ولي مقبوليتش در نزد مردم به خاطر ترتيب منظم و جزميت مطالب آن است‌. ابن سينا پزشكي به عظمت جالينوس نبود، ولي به ميزان زيادي همان خصوصيات و عيوب فكري او را داشت و نفوذ و تسلطش بيشتر در همان زمينه‌ها بود. او بر جالينوس اين مزيت را داشت كه‌ مي‌توانست تجارب وسيع پزشكان اسلامي را هم مورد توجه قرار دهد.
ابن طيب شروحي بر آثار طبي يوناني نوشت‌. ابو سعيد عبيداللّه از خانواده‌ٴ بزرگ بختيشوع‌، رساله‌اي در باب بيماري عشق نوشت و اصطلاحات فلسفي مورد استفاده‌ٴ پزشكان را مورد بحث‌ قرار داد. ابن بُطلان تقويم‌الصحه را تأليف كرد كه يك خلاصه‌ٴ طبي است‌؛ اين كتاب به 15 ستون‌ عمودي تقسيم شده‌؛ احتمالاً او باني اين نوع از خلاصه‌هاي طبي بوده است‌. بالاخره‌، علي بن‌ عيسي موٴلف بزرگ‌ترين رساله‌ٴ چشم‌پزشكي به زبان عربي بود. بسيار جالب است كه دست‌كم‌ سه تن از اين پزشكان‌، يعني بيش از نيم‌شان مسيحيان ساكن بغداد بودند. ابن طيب‌، ابو سعيد عبيداللّه‌، و ابن بطلان‌. اين دليلي است بر ايمان جماعت مسيحي بغداد و تساهل ديني‌ فرمان‌روايان مسلمان‌. مي‌توان گفت كه پزشكان ديگر، يعني مسلمانان‌، بسي مهم‌تر بودند.
در 1027 وانگ وئي - ته دو تصوير مسين از بدن انسان ساخت تا فن طب سوزني را نشان دهد.

8. تاريخ‌نويسي لاتيني‌، اسلامي‌، ارمني‌، و سرياني‌. تعدادي از تواريخ مهم لاتيني متعلق به سده‌ٴ يازدهم است‌. عجيب است كه به استثناي ثيتمار و آدلبولد، مهم‌ترين وقايع‌نامه‌نگاران نيمه‌ٴ اول‌ قرن فرانسوي بودند، حال آن كه در نيمه‌ٴ دوم قرن آلماني بودند. اموان فلوري تاريخ فرانك‌ها را تا 654 و شرح حال معلمش آبو را نوشت‌؛ ثيتمار مرسبورگي تاريخ خوبي از ساكسوني نوشت كه‌ تا حدودي با حوادث اسلاوون‌ها هم مربوط است‌؛ آدلبولد اوترختي شرح حال امپراتور هنري‌ دوم‌؛ آدمارشاباني وقايع‌نامه‌ٴ آكوينانيا؛ دودن كوانتني شرح منظوم و منثوري درباره‌ٴ نخستين‌ دوك‌هاي نورماندي‌، و رائول گلابر تاريخي مشحون از حكايات براي سنوات 900 تا 1044 به‌ نگارش درآوردند.
دو مورخ برجسته در قرطبه برآمدند: ابن فَرَضي كه شرح حال جمعي از مشاهير مسلمان‌ اسپانيا را نوشت‌، و ابن حيان كه اثر مشابهي تأليف كرد و تاريخ مفصل اسپانيا را نوشت‌.
در بقيه‌ٴ قلمرو اسلامي تنها بيروني مظهر مورخان بود، ولي فعاليت او در درجه‌ٴ اول اهميت‌ قرار داشت‌. او در آثار الباقيه كوشيد تا تقويم و تاريخ ملل مختلف را توصيف كند؛ تحقيق ماللهند او نيز حاوي موضوعات تاريخي فراواني است‌.
استفن آسوليك تارونه‌چي تاريخ عالم را تا 1003 نوشت‌، كه مخصوصاً از لحاظ مطالعه‌ٴ وقايع بيزانس‌، ارمنستان و گرجستان بسيار باارزش است‌.